‏نمایش پست‌ها با برچسب #قافله دزدان سپاهی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب #قافله دزدان سپاهی. نمایش همه پست‌ها

۲۸ دی ۱۳۹۹

 


واکسن؛ پزشک سرشناس سخنان خامنه‌ای را رد کرد



عضو کمیته ستاد ملی مبارزه با کرونا در ایران در صحبت‌هایی متضاد با نظر رهبر جمهوری اسلامی گفته که هر واکسن تایید شده از “هر کشوری” موثر است و باید تزریق کرد.

دکتر محرز که مسئول ارزیابی علمی واکسن کرونا در ایران است توضیح داده: “این واکسن‌ها گرچه انواع مختلفی دارند اما همگی باعث افزایش سطح ایمنی در برابر کرونا می‌شوند.”

این در حالیست که خامنه‌ای گفته بود نباید واکسن تولید شده در آمریکا و بریتانیا وارد ایران شود.

در حال حاضر عمده‌ترین واکسن‌های مورد استفاده که تایید شده‌اند، تولید این دو کشور هستند. اما خامنه‌ای با تشکیک در موثر بودن این واکسن‌ها گفته بود که اگر واکسن آمریکایی اثر داشت در خود این کشور مرگ و میر بر اثر کرونا اینقدر زیاد نبود.

اما دکتر محرز گفته است: “آمریکا هنوز به صورت سراسری این واکسن را تزریق نکرده و از سوی دیگر این بیماری در آن جا خاموش می‌شود و بعد دوباره شیوع پیدا می‌کند که در پی آن میزان مرگ و میر زیاد می شود بنابراین تا همه افراد یک جامعه واکسینه نشوند و مصونیت نسبی پیدا نکنند نمی‌‍توان در خصوص اثرگذاری این واکسن بر کاهش میزان مرگ و میر صحبت کرد.”

آمریکا سازنده واکسن مشکوک خامنه‌ای را تحریم کرد

سخنان رهبری در باره واکسن کرونا از فهم دشمن خارج است

وزارت خزانه‌داری آمریکا امروز رؤسای ستاد اجرایی فرمان امام و آستان قدس رضوی را در لیست سیاه تحریم قرار داد.

به غیر از آستان قدس رضوی، شرکت دانش‌بنیان «برکت» از زیرمجموعه‌های ستاد اجرایی فرمان امام که طی ماه‌های گذشته انحصار تولید ماسک در کشور را در دست گرفته و مدعی تولید واکسن «کو ایران برکت» است، نیز به لیست تحریم‌ها اضافه شده است.

استیون منوچین وزیر خزانه‌داری آمریکا روز چهارشنبه اعلام کرد که بنیادهای تحریم شده تحت کنترل نهاد رهبری از جمله بنیاد مستضعفان، آستان قدس رضوی و ستاد اجرایی فرمان امام، نیمی از اقتصاد ایران را در دست دارند و باعث فساد مالی گسترده در جمهوری اسلامی شده‌اند.

او گفت آمریکا به تحریم نهادها و افرادی که به قیمت فقر مردم ایران، خود را ثروتمند می‌کنند ادامه خواهد داد.

فرمانده‌کل سپاه پاسداران در واکنش به این اقدام دولت آمریکا گفت: وقتی رهبر معظم انقلاب سخنی درباره واکسن می‌گویند، دشمن جنجال به راه می‌اندازند اما نمی‌توانند آثار و نتایج این نفوذ کلام را بسنجند زیرا این حکمت منطبق بر کلام طیبه است و از فهم آنها خارج است،

بیانیه خائنان مجلس خامنه‌ای/نامه نظام پزشکی

به گزارش ایرنا، بیش از ۲۰۰ نماینده مجلس در بیانیه‌ای از تولید واکسن کرونا توسط ستاد اجرایی فرمان حضرت امام (ره) و موسسات علمی و دانش‌بنیان حمایت کردند و از دولت خواستند واردات واکسن‌های ساخت آمریکا، انگلیس و فرانسه را ممنوع کند.

در این بیانیه تاکید شده است:‌ مجلس شورای اسلامی قاطعانه فرمایشات مقام معظم رهبری در ارتباط با این ممنوعیت را فصل‌الخطاب می‌داند. واکسن خارجی امنیت و منافع ملی را به خطر می اندازد.

وزیر بهداشت دولت روحانی نیز با دفاع از دستور خامنه‌ای، درباره ممنوعیت خرید واکسن کرونا از خارج گفت چنین کاری با عقل جور در نمی‌‌آید.

این در حالیست که روسای سه رکن سازمان نظام پزشکی به همراه رئیس مجمع انجمن های علمی در ایران در نامه ای به روحانی خواستار به کارگیری تمام مساعی دولت برای تهیه واکسن مطمئن و مورد تأیید مراجع علمی از طرق مختلف و با استفاده از همه ظرفیت‌های بخش دولتی و خصوصی شدند.

همانطور که استحضار دارید امروز مهم‌ترین مقوله حوزه سلامت در جهان، مواجهه صحیح، علمی و مدبرانه در مقابل همه‌گیری بیماری کرونا و تنها راه غلبه و قطع زنجیره این بیماری مهلک که هر روز جان انسان‌های زیادی را تهدید می‌کند تأمین سریع و استفاده از واکسن مناسب و مؤثر بر اساس اولویت‌های تعیین شده است.

در این نامه آمده است: یقیناً جنابعالی اطلاع دارید که بسیاری از کشورهای منطقه و جهان واکسیناسیون علیه بیماری کووید-19 را شروع کرده و حتی بعضی از کشورهای منطقه درصد قابل توجهی از مردم را تحت پوشش واکسن قرار داده‌اند. امروز اولویت تهیه و خرید واکسن، نیازی حیاتی و ضروریست که باید صرفاً بر اساس نگرشی علمی و بر اساس مصالح ملی و فارغ از مسائل سیاسی به آن پرداخته شود و در کوتاه‌ترین زمان ممکن در اختیار مردم و اقشار آسیب‌پذیر و گروه‌های پر خطر و کادر خدوم و فداکار درمان قرار گیرد. اگر چه تلاش‌های بی‌وقفه همکاران و دانشمندان کشور در جهت تولید واکسن داخلی بسیار ارزشمند و موجب تثبیت پایه‌های تولید واکسن در کشور خواهد شد ولی جنابعالی واقفید که طی مراحل علمی و تولید انبوه واکسن داخلی به زودی مسیر نخواهد شد.

عبدی: هم چوب را خواهیم خورد و هم پیاز را!

عباس عبدی روز یکشنبه ۷دی در یادداشتی در خبرنیوز نوشت: متأسفانه در ماجرای واکسن کرونا و دیگر مطالب مربوط به این ویروس شاهد نوعی به هم ریختگی ارتباطی در اظهارات رسمی هستیم. نه تنها چندین نفر اظهارنظر می‌کنند، بلکه بعضاً اظهارات متناقض نیز می‌شنویم. هنگامی که یک نفر می‌گوید ویروس کرونای انگلیسی به داخل ایران نیامده، و دیگری خلاف آن را می‌گوید. این موجب بی‌اعتباری اظهارات رسمی می‌شود. درباره خرید واکسن و واکسن داخلی نیز تا چند روز پیش هیچ خط مشی ثابت و روشنی بیان نشده بود. هر کس گمان می‌کند که نظر او تنها نظر رسمی است، در حالی که مردم نظرات گوناگون می‌شنوند. مردم نمی‌دانند که بالاخره، عدم عضویت در fatf مانع خرید است یا وجود تحریم یا نداشتن پول یا هر چیز دیگر. این‌که اولویت ما خرید واکسن از خارج است یا تولید داخل؟ این‌که تولید واکسن ایرانی کی به نتیجه می‌رسد؟ از زمان‌بندی ابتدای بهار گفته شده است تا اواسط تابستان، آن هم با اما و اگر.

وی افزود: در چنین شرایطی مردم بدترین بخشهای خبر را می‌پذیرند. اول از همه گمان می‌کنند که اراده‌ای برای خرید نیست، دوم این‌که واکسن ایرانی خیلی دیر به نتیجه خواهد رسید، اگر اصولاً به نتیجه برسد. می‌پذیرند که ویروس انگلیسی هم وارد کشور شده است و همه اینها ناشی از فقدان سیاست رسانه‌ای و اطلاع‌رسانی کارآمد است. نهایت این‌که با چنین سیاست ارتباطی هم چوب را خواهیم خورد و هم پیاز را و در پایان هم پول را خواهیم پرداخت..

۲۲ دی ۱۳۹۹

 


به دنبال تامین هزینه‌ها از جیب خالی محرومان هستند



نان و پنیر هم از سفره‌هایمان خواهد پرید!

به جای مالیات گرفتن از ثروتمندان به دنبال تامین هزینه‌ها از جیب خالی کارگران هستند!

ارز ۱۷ هزار و ۵۰۰ تومانی که نمایندگان مجلس قصد گنجاندن آن را در بودجه ۱۴۰۰ دارند، برای همه کارگران و مزدبگیران، یک دغدغه اصلی است؛ دغدغه‌ای که شکل‌گیری آن ریشه در تجربه‌های تلخِ گذشته دارد. با آغاز تکانه‌ها و شوک‌های ارزی در سال ۹۷، قطار سقوط معیشتی مزدبگیران به راه افتاد و به نظر می‌رسد اگر ارز ۱۷ هزار و ۵۰۰ تومانی در بودجه سال بعد جاگیری و تثبیت شود، این قطار با شتابی بیشتر از قبل، به سمت زیر خط فقر به پیش خواهد تاخت.

به گزارش ایلنا، عبدالله وطن‌خواه (فعال کارگری مستقل) در ارتباط با این تصمیم می‌گوید: این تصمیم آن چنان نسنجیده و نادرست است که صدای اعتراض همه را درآورده است؛ اگر نرخِ ارز ۱۷ هزار و ۵۰۰ تومان شود، عقب ماندگی مزدی کارگران تشدید خواهد شد. اگر امروز عقب ماندگی مزدی کارگران، ۳۰۰ درصد است، با این تصمیم به ۶۰۰ درصد خواهد رسید. اگر نمایندگان مجلس این مصوبه را به تصویب برسانند، همان نان و پنیر ساده هم از سفره‌های ما کارگران خواهد پرید!

کاظم فرج اللهی (فعال کارگری مستقل) نیز در نقد ارز ۱۷ هزار و ۵۰۰ تومانی می‌گوید: افزایش نرخ ارز به هر میزان که باشد معنایی جز ضعیف‌تر شدن پول ملی ندارد. تضعیف پول ملی یا گران شدن نرخ ارز، هم به لحاظ روانی و هم به دلیل فاکتورهای عینی اقتصادی، معنایی جز تورم و کاهش قدرت خرید کارگران ندارد.ا

و معتقد است که کاهش قدرت خرید جامعه مزدبگیران به نفع هیچکس نیست: کاهش قدرت خرید مجموعه مزد و حقوق بگیران جامعه، هم بیش از پنجاه یا ۶۰ درصد مردم را از تامین مایحتاج اولیه و ضروری زندگی محروم می‌سازد و هم به رکود و کسادی بیش از پیش بازار و اقتصاد دامن می‌زند. هنگامی که در یک جامعه سیاست‌های کلان اقتصادی و شاخص‌های بودجه ریزی دولت، تورم‌زا باشد، این تورم شتابنده معنایی جز این نخواهد داشت که دولت با پیشبرد چنین سیاست‌هایی در واقع قصد دارد از مزدبگیران «مالیات تورمی» بستاند یعنی به جای اینکه هزینه‌های عمومی جامعه و دولت در قالب مالیات از توانگران و دارندگان درآمد و ثروت‌های نجومی ستانده شود، از جیب خالی مزد و حقوق بگیران برداشت می‌شود.

نان قرضی در اهواز: نانواهای شهر می‌ گویند

داستان فروش نان قرضی را پس از بوشهر، بندرعباس، قزوین، سیستان و بلوچستان، استان لرستان، بروجرد و خرم‌آباد حالا در اهواز بشنوید (فیلم زیر). محرومینی که پول تأمین نان شب‌شان را ندارند و با خریدن نسیه نان روز می‌گذرانند.

نانواهای شهر اهواز از افرادی می‌گویند که کارت یارانه‌هایشان را گرو می‌گذارند تا بتوانند نان ببرند. آدم هایی که به‌معنای واقعی کلمه «نان شب» ندارند. آ‌دم‌هایی که واقعاً با پول یارانه‌ها، با همان مقدار اندک که دارند زندگی می‌کنند. از آدمهایی که تجسم واقعی «فقر مطلق» اند.

این است رهاورد حکومت سیاه آخوندها برای محرومین جامعه که در شرایط انتشار ویروس کرونا صدایشان هم به جایی نمی‌رسد.

دستمان به نان خالی هم نمی‌رسد
شکم‌هایی که گرسنه‌تر می‌شوند

بقال محل ما، یک دفتر نسیه برای خرده بدهی‌های مشتریان آشنا دارد؛ دو هفته قبل، صفحات دفتر را ورق می‌زد و همین‌طور که با انگشت سبابه، روی ستون اسامی می‌گشت، می‌گفت که تا اوایل سال، نسیه‌برها، کارگران ساختمانی بودند و سرایدارهای مجتمع‌های مسکونی و راننده‌های پیک موتوری، ولی از آن به بعد، کارمندها و معلم‌ها و راننده‌های تاکسی تلفنی محل هم آمده‌اند برای خرید قسطی، برای قسط‌بندی بدهی‌های کوچک؛ 18 هزار تومان، 75 هزار تومان، 37 هزار تومان.

در ادامه گزارش روزنامه اعتماد آمده است: بقال محله انگشتش روی سه تا ضربدر می‌ایستد. سه تا ضربدر و بدون نام، برخلاف بقیه که اسم و شماره تلفن‌شان را نوشته؛ خانم …. آقای ….. بقال می‌گوید این ضربدرها، آدم‌هایی هستند که پیش از این، کاسب‌های خوشنامی بودند ولی در روزگار گره خوردن تورم و تحریم و گرانی و کرونا، ورشکست شدند و‌ دار و ندارشان را فروختند برای تسویه طلب‌های مردم و حالا اواخر وقت و در خلوتی مغازه، می‌آیند و نسیه می‌برند و پول قند و چای و برنج و شکر را قسطی می‌دهند.

می‌گوید این آدم‌های ضربدری، تا چند ماه قبل، هفته‌ای یک بار می‌آمدند و قیمت هیچ جنسی را نمی‌پرسیدند و طوری خرید می‌کردند که وقت رفتن، دو تا کیسه بزرگ از ریز و درشت ضروری و غیر ضروری خارجی، دست خودشان بود و دو تا کیسه بزرگ هم دست شاگرد مغازه که تا صندوق عقب ماشین‌شان می‌برد و به اندازه یک روزمزد، انعام می‌گرفت.

روی یکی از ضربدر‌ها انگشت می‌گذارد و می‌گوید: «این، عتیقه‌فروش بود، اول تابستان، خانه‌اش را فروخت که یک خانه بزرگ‌تر بخرد. دو ماه معطل کرد که کدام منطقه و با چه متراژ و طبقه چند بخرد که آخر شهریور، روز قبل از امضای قولنامه، فروشنده، معامله را به‌هم زد و همان شب، پول همان خانه‌ای که این بنده خدا فروخته بود، فقط به اندازه یک رهن کامل ارزش داشت. صبح فردایش، مرد بدبخت روی پله‌های مغازه ما نشسته بود و فقط توی سرش می‌زد و گریه می‌کرد و می‌گفت حاصل 30 سال جان کندن را یک شبه باخته. حالا هر 10 روز یک بار تلفن می‌زند و می‌گوید مجید جان، ارزان‌ترین برنج و روغن و چای و پنیر و مایع ظرفشویی، از هر کدام یک کیلو و یک بطری و یک بسته و یک قوطی کنار بگذار، شب، بچه‌ها را می‌فرستم ببرند.»

بقال محل ما، صفحات آخر همان دفتر نسیه را از آخر به اول ورق می‌زند تا می‌رسد به صفحه‌ای که 3 ردیف شماره تلفن در آن نوشته؛ هر ردیف، 15 شماره تلفن. بقال می‌گوید صاحبان این شماره‌ها، کسانی هستند که تا اوایل سال، هر ماه می‌آمدند و بی‌خبر و بی‌نشان، بدهی افراد مستمند و فقیر را تسویه می‌کردند. روی 2 ردیف و یک نیمه، روی 40 شماره تلفن خط کشیده و می‌گوید که از آن جمع شماره تلفن‌ها، فقط همین 5 نفر مانده‌اند.

 


راهزنی و تروریسم دریایی سپاه؛ درخواست مقام کره‌ای



دولت سئول بار دیگر از جمهوری اسلامی خواست که نفتکش کره ای توقیف شده توسط سپاه پاسداران را آزاد و مستندات اتهام خود را مبنی بر اینکه نفتکش کره ای پروتکل‌های زیست‌محیطی را رعایت نکرده، ارائه کند.

معاون وزیر امور خارجۀ کره جنوبی، چوی جونگ-کون، در سفر به تهران با همتای خود عباس عراقچی در این باره دیدار و گفتگو کرد.

در پاسخ به مطالبۀ مقام کره ای عباس عراقچی وعده داد که مستندات نقض پروتکل‌های زیست محیطی توسط شناور کره ای را از دستگاه قضائی جمهوری اسلامی درخواست نماید.

رادیو فرانسه در گزارش خود افزود: به گفتۀ ناظران ، رژیم تهران برای آزاد کردن دارایی های مسدود شدۀ خود در دو بانک کره ای، یک شناور نفتکش سئول را در خلیج فارس به اتهام عدم رعایت پروتکل های زیست محیطی در چهارم ژانویه گذشته توقیف و بیست خدمۀ آن از جمله پنج شهروند کره ای را دستگیر و زندانی کرده است.

در اینباره سخنگوی وزارت امور خارجۀ جمهوری اسلامی امروز دیگر کشورها به ویژه آمریکا و فرانسه را متهم کرد که در جستجوی “سیاسی” کردن مسئلۀ توقیف شناور نفتکش کره ای هستند. او مدعی شد که علت این توقیف حقیقتاً همان چیزی است که مقامات جمهوری اسلامی رسماً اعلام کرده اند. به این معنا که نفتکش کره ای به محیط زیست آسیب رسانده است و جمهوری اسلامی نسبت به این موضوع بسیار حسّاس است.

این در حالیست که وزارت خارجه آمریکا توقیف نفتکش کره جنوبی توسط سپاه پاسداران را تلاشی از سوی جمهوری اسلامی برای “اخاذی بین‌المللی” دانست و خواستار آزادی فوری نفتکش توقیف‌شده شد.

پیش تر کره جنوبی با اعزام “واحدهای ضدراهزنی” به خلیج فارس خواستار آزادی فوری نفتکش توقیف شده خود توسط سپاه پاسداران شده بود.

به گزارش خبرگزاری فرانسه، وزارت دفاع کره جنوبی اعلام کرد برای دفاع از منافع خود“ واحدهای مقابله با راهزنی دریایی” را به خلیج‌فارس اعزام کرده است.

وزارت‌خارجه کره جنوبی محل توقیف نفتکش را در آبهای دریای عمان کرده است و از رژیم ایران خواسته فوراً به این توقیف خاتمه دهد.

سپاه پاسداران گفته که این نفتکش به دلیل نقض پروتکل‌های زیست محیطی توسط یگان‌های دریایی سپاه توقیف شده

این در حالیست که یک روزنامهٔ حکومتی به صراحت اعتراف کرد که مسأله محیط‌زیستی بهانه‌ ای بیش نیست، بلکه این اقدام یک باج‌گیری بین‌المللی است.

روزنامهٔ وطن امروز نوشت: هشدار عملی برای بدهکار قدیمی اما توقیف این نفتکش… حاشیه‌ای پررنگ‌تر از متن داشت و آن هم ماجرای عدم پرداخت ۷میلیارد دلار بدهی کره‌جنوبی به کشورمان بود… . . در چنین شرایطی توقیف این نفتکش در آب‌های خلیج‌فارس می‌تواند حامل پیامی جدی به دولت کره‌جنوبی باشد؛ پیامی که سئول را میان ۲ گزینه پرداخت بدهی قدیمی‌اش به تهران یا امنیت برای استفاده از شاهراه آبی خلیج فارس و ارتباط با شرکای عربی‌اش قرار می‌دهد.

این روزنامه در ادامه نوشته است: با تمام این اوصاف توقیف نفتکش‌ توسط سپاه پاسداران را می‌توان خط و نشانی جدی برای وادار کردن کره‌جنوبی به پرداخت بدهی‌هایش به کشورمان دانست… احتمالا باز پس‌گیری حقوق ایران باید در زمین دیگری پیگیری شود. توقیف در برابر بلوکه کردن، راهبردی است که امکان بازپس‌گیری حقوق ملت ایران را بالا خواهد برد…


جامعه‌شناس: پیرشدن میلیون ها جوان ایرانی در تنهایی

در دانش جمعیت‌شناسی، واژه تجرد قطعی برای جمعیتی به کار گرفته می‌شود که بدون حتی یک‌بار ازدواج، وارد سن ۴۰سالگی شده‌اند و از آنجا که احتمال مجردماندن این افراد بسیار بیشتر از ازدواج است، در محاسبه شاخص تجرد قطعی از آمار این بخش از جامعه بهره می‌برند و ورود به سن ۵۰سالگی احتمال ازدواج را تقریبا به صفر نزدیک می‌کند.

به گزارش روزنامه شهروند، اخیرا دکتر «امیرمحمود حریرچی» جامعه‌شناس و استاد دانشگاه، با نگاهی به آمار مجردان قطعی در کشور گفته است: «حداقل یک‌میلیون مجرد قطعی در کشور داریم، اما به اعتقاد من باید آمار زنان و مردانی را هم که طلاق گرفته و دیگر ازدواج نکرده‌اند، به آمار مجردان قطعی اضافه کنیم که با درنظر رفتن آنها، بیش از ۵میلیون نفر در کشور ما از داشتن خانواده و همسر محرومند.»

او به آماری که مربوط به «دهه شصتی‌ها» است، اشاره می‌کند و می‌گوید: «همان گروه ۱۷میلیون نفری کشور که خاطرات تلخ‌شان در دوره‌های مختلف زندگی کم نیست؛ از کلاس‌های ۴۰نفره مدرسه بگیرید، تا ظرفیت محدود قبولی‌های دانشگاه و نبودِ فرصت شغلی کافی و دیگر مصائب آنها، حالا در بین مجردان قطعی هم رکورد دارند و باید این مصیبت را هم تحمل کنند؛ زیرا که یک‌چهارم پسران و یک‌چهارم دختران دهه شصتی مجرد مانده‌اند که بخشی از آنها جزو مجردان قطعی به حساب می‌آیند و برخی نیز در خطر تنهایی همیشگی قرار دارند.»

طبق این آمار دکتر حریرچی، از حدود ۵/۸ میلیون پسر و ۵/۸ میلیون دختر دهه شصتی، ۱/۲ میلیون پسر و ۱/۲ میلیون دختر هنوز مجردند؛ مجردهایی که در بازه‌های سنی ۳۰ تا ۳۹سال قرار می‌گیرند.دکتر حریرچی درباره چرایی مجردماندن می‌گوید: «طبیعتا همه انسان‌ها به دلیل ویژگی‌های طبیعی، اجتماعی و غریزی دلشان می‌خواهد تشکیل خانواده بدهند و از زندگی کنار همسرشان لذت ببرند؛ این‌طور نیست که بگوییم جوانان ما تمایلی به ازدواج ندارند، اما وقتی به شرایط اقتصادی و اجتماعی جامعه نگاه کنیم، متوجه می‌شویم چرا آنها از ازدواج گریزانند.»

۲۱ دی ۱۳۹۹

 


واکسن؛ بیانیه خائنان مجلس خامنه‌ای/نامه نظام پزشکی



دو روز پس از دستور خامنه ای مبنی بر ممنوعیت واردات واکسن کرونای انگلیسی و آمریکایی، نمایندگان مجلس ولایت در همدستی با او واکسن فایزر را «مشکوک» و تهدید برای امنیت ملی خواندند و گفتند احتمالا واکسن‌های خارجی «آثار ژنتیکی» داشته باشد.

به گزارش ایرنا، بیش از ۲۰۰ نماینده مجلس در بیانیه‌ای از تولید واکسن کرونا توسط ستاد اجرایی فرمان حضرت امام (ره) و موسسات علمی و دانش‌بنیان حمایت کردند و از دولت خواستند واردات واکسن‌های ساخت آمریکا، انگلیس و فرانسه را ممنوع کند.

در این بیانیه تاکید شده است:‌ مجلس شورای اسلامی قاطعانه فرمایشات مقام معظم رهبری در ارتباط با این ممنوعیت را فصل‌الخطاب می‌داند. واکسن خارجی امنیت و منافع ملی را به خطر می اندازد.

این در حالیست که روسای سه رکن سازمان نظام پزشکی به همراه رئیس مجمع انجمن های علمی در ایران در نامه ای به روحانی خواستار به کارگیری تمام مساعی دولت برای تهیه واکسن مطمئن و مورد تأیید مراجع علمی از طرق مختلف و با استفاده از همه ظرفیت‌های بخش دولتی و خصوصی شدند.

همانطور که استحضار دارید امروز مهم‌ترین مقوله حوزه سلامت در جهان، مواجهه صحیح، علمی و مدبرانه در مقابل همه‌گیری بیماری کرونا و تنها راه غلبه و قطع زنجیره این بیماری مهلک که هر روز جان انسان‌های زیادی را تهدید می‌کند تأمین سریع و استفاده از واکسن مناسب و مؤثر بر اساس اولویت‌های تعیین شده است.

در این نامه آمده است: یقیناً جنابعالی اطلاع دارید که بسیاری از کشورهای منطقه و جهان واکسیناسیون علیه بیماری کووید-19 را شروع کرده و حتی بعضی از کشورهای منطقه درصد قابل توجهی از مردم را تحت پوشش واکسن قرار داده‌اند. امروز اولویت تهیه و خرید واکسن، نیازی حیاتی و ضروریست که باید صرفاً بر اساس نگرشی علمی و بر اساس مصالح ملی و فارغ از مسائل سیاسی به آن پرداخته شود و در کوتاه‌ترین زمان ممکن در اختیار مردم و اقشار آسیب‌پذیر و گروه‌های پر خطر و کادر خدوم و فداکار درمان قرار گیرد. اگر چه تلاش‌های بی‌وقفه همکاران و دانشمندان کشور در جهت تولید واکسن داخلی بسیار ارزشمند و موجب تثبیت پایه‌های تولید واکسن در کشور خواهد شد ولی جنابعالی واقفید که طی مراحل علمی و تولید انبوه واکسن داخلی به زودی مسیر نخواهد شد.

عبدی: هم چوب را خواهیم خورد و هم پیاز را!

عباس عبدی روز یکشنبه ۷دی در یادداشتی در خبرنیوز نوشت: متأسفانه در ماجرای واکسن کرونا و دیگر مطالب مربوط به این ویروس شاهد نوعی به هم ریختگی ارتباطی در اظهارات رسمی هستیم. نه تنها چندین نفر اظهارنظر می‌کنند، بلکه بعضاً اظهارات متناقض نیز می‌شنویم. هنگامی که یک نفر می‌گوید ویروس کرونای انگلیسی به داخل ایران نیامده، و دیگری خلاف آن را می‌گوید. این موجب بی‌اعتباری اظهارات رسمی می‌شود. درباره خرید واکسن و واکسن داخلی نیز تا چند روز پیش هیچ خط مشی ثابت و روشنی بیان نشده بود. هر کس گمان می‌کند که نظر او تنها نظر رسمی است، در حالی که مردم نظرات گوناگون می‌شنوند. مردم نمی‌دانند که بالاخره، عدم عضویت در fatf مانع خرید است یا وجود تحریم یا نداشتن پول یا هر چیز دیگر. این‌که اولویت ما خرید واکسن از خارج است یا تولید داخل؟ این‌که تولید واکسن ایرانی کی به نتیجه می‌رسد؟ از زمان‌بندی ابتدای بهار گفته شده است تا اواسط تابستان، آن هم با اما و اگر.

وی افزود: در چنین شرایطی مردم بدترین بخشهای خبر را می‌پذیرند. اول از همه گمان می‌کنند که اراده‌ای برای خرید نیست، دوم این‌که واکسن ایرانی خیلی دیر به نتیجه خواهد رسید، اگر اصولاً به نتیجه برسد. می‌پذیرند که ویروس انگلیسی هم وارد کشور شده است و همه اینها ناشی از فقدان سیاست رسانه‌ای و اطلاع‌رسانی کارآمد است. نهایت این‌که با چنین سیاست ارتباطی هم چوب را خواهیم خورد و هم پیاز را و در پایان هم پول را خواهیم پرداخت..

۲۰ دی ۱۳۹۹

 


پنهانکاری رژیم در رابطه با ایدز و پیامدهای زیانبار آن

دروغ و پنهانکاری حاکمیت در رابطه با ایدز و پیامدهای زیانبار آن/کیومرث امیری

ماهنامه خط صلح – اصولا دروغ و پنهانکاری دو عمل زشت و قبیح هستند که متاسفانه بیشتر از هر جای دیگری در جوامع سنتی و عقب نگه داشته شده با حکومت‌های بسته و مستبد رواج دارد.

این اعمال نکوهیده و ضد بشری از ناحیه‌ی هر کس و هر نهادی و در هر زمان و مکانی که صورت پذیرد پیامدهای شوم و زیان‌باری را برای آحاد جامعه به دنبال خواهد داشت و در خیلی موارد این پیامدها بسیار خطرناک و جبران‌ناپذیر خواهد بود. به ویژه اگر از سوی حاکمیت رواج پیدا کرده باشد اثرات سوء و تخریبی آن به مراتب بیشتر خواهد بود. زیرا حاکمیت صدای بلندی دارد و از امکانات وسیعی چون رسانه‌های جمعی و گروهی و زور و قدرت جهت اشاعه و گسترش دروغ برخوردار است، در نتیجه پیامدهای آن به مراتب سنگین‌تر و گسترده‌تر خواهد بود. اتفاقی که متاسفانه در خصوص بیماری ایدز در ایران افتاد و زیان و ضررهای آن بعد از گذشت سال‌ها کماکان باقی است.

این نکته را نمی‌توان از نظر دور داشت که دروغ و پنهانکاری در رابطه با شیوع و اثرات بیماری‌های اپیدمی که طی حدود نیم قرن اخیر در ایران اتفاق افتاده است از جانب مسئولان جمهوری اسلامی مسبوق به سابقه است.

بدیهی است وجود و شیوع بیماری به هر نوع و شکلی که باشد قبل از هر چیز باعث رنج و ترس بشر بوده و زیان و ضررهای مادی و روانی و مرگ و میر را برای جامعه به دنبال دارد و چنانچه نوع بیماری جدید و ناشناخته باشد ترس از آن و مشکلات ناشی از شیوع آن به مراتب بیشتر خواهد بود و جایی که با دروغ و پنهانکاری و عدم صداقت روبرو شود زیآنها ی آن چندین و چند برابر خواهد شد. در چنین اوضاعی که فکر و ذکر آحاد جامعه بر بیماری و ترس از آن متمرکز بوده اگر حاکمیت و نهادهای تبلیغی‌اش صادقانه با آن برخورد نکنند و به شکلی علمی و اصولی مترصد معرفی و راه‌های علاج بیماری برای جامعه نباشد مصیبت‌های بعدی اتفاق خواهد افتاد و در این مصیبت‌ها حجم زیان و ضررها گسترده و جبران‌ناپذیر خواهد بود.

حوالی سال ۱۳۷۶ خورشیدی ناگهان خبر شیوع نوعی بیماری خطرناک و کشنده و در عین حال مبهم به نام «ایدز» در جهان و به دنبال آن در جامعه‌ی ایران پیچید و آحاد جامعه را به شدت به وحشت انداخت. خبری که مانند کابوسی هولناک فکر و ذکر جامعه را درگیر کرد و ترس از آن مردمان را در بر گرفت و چون بختکی شوم بر زندگی همه سایه انداخت. ترس و دلهره مردم زمانی بیشتر شد که رسانه‌های دولتی مانند صدا و سیما به عنوان پر مخاطب‌ترین رسانه از یک‌سو در رابطه با این بیماری اقدام به دروغ پراکنی کردند و از سوی دیگر کارشناسان امور بهداشتی و مسئولان بهداشت و درمان بنا به خواست و اراده‌ی حاکمیت به طرق مختلف این بیماری را یک بیماری صرفا مقاربتی به مردم معرفی کردند و علت و عوامل بروز و انتقال آن را فقط و فقط از ناحیه «همجنس‌بازان» (که البته اصطلاح درست «همجنس‌گرایان» است) ذکر کردند. آنها پس از گذشت مدتی راه دیگر بروز و انتقال بیماری را روابط جنسی خارج از شرع و عرف به مردم معرفی کردند. یکی از دلایل عمده‌ی این دروغگویی و پنهانکاری‌ها آن بود که قصد داشتند با چنین رفتاری بر دستورات دینی صحه گذاشته و درست بودن دستورات دینی و مذهبی را از این طریق ترویج و تبلیع کرده و به اثبات برسانند و در واقع شیوه‌ی زندگی در غرب را به چالش بکشند.

هر چند دروغگویی و پنهانکاری حاکمیت در رابطه با شیوع بیماری‌ها در جامعه‌ی ایران به دلایل فراوانی سابقه داشته ولی انگار بیماری جدید و ناشناخته‌ی ایدز وسیله مناسبی بود در دست حاکمیت و در جهت تبلیغ و ترویج دستورات دینی و مذهبی. حاکمیت بی‌توجه به عواقب فاجعه‌ای که رخ نموده بود و باز هم بی‌توجه به پیامدهای دروغگویی و پنهانکاری، همه‌ی هم و غمش این بود که به هر طریق ممکن این پیام را به جامعه برساند که دستورات دینی و احکام مذهبی تنها عوامل حفظ سلامت جامعه و نجات بشریت بوده و در این رابطه انواع و اقسام دروغ‌پردازی‌ها و پنهانکاری را برای خود جایز دانسته و در نتیجه مردم را از واقعیت امر دور نگه داشته و واقعیت بیماری را وارونه جلوه دادند و به این شکل در باور مسئولان نظام ایدئولوژیک جمهوری اسلامی و در عملکرد دستگاه‌های مسئول در این خصوص چنین پنهانکاری و دروغ‌پردازی را در راستای فرهنگ‌سازی برای عامه قلمداد کردند و صد البته با شیرین عقلی و عدم مسئولیت‌پذیری و ندانم کاری به طور کلی این نوع رفتار و برخورد حاکمیت با بیماری ایدز باعث شد که این بیماری شکل حیثیتی برای شهروندان به خود بگیرد. دستگاه‌های دولتی در تعاریفی که از بیماری ایدز ارایه دادند آن را نوعی بیماری معرفی کردند که تنها کسانی را مبتلا خواهد کرد که یا همجنس‌گرا بوده و یا روابط جنسی خارج از عرف و شرع داشته‎اند. این امر باعث شد مردم از این که مشخص شود به ایدز مبتلا شده‌اند به شدت دچار ترس و واهمه شده و در نتیجه برای حفظ آبروی‌شان با نادیده گرفتن سلامتی‌شان از مراجعه به پزشک و یا آزمایشگاه برای تشخیص بیماری به جد خودداری کرده و اگر احساس کردند به ایدز مبتلا هستند برای حفظ آبرو خود و خانواده یا آن را پنهان کرده و یا بعضا حتی اقدام به خودکشی به ویژه از نوع خودسوزی کنند.

لذا در نتیجه‌ی این نوع نگرش و موضعگیری مسئولان و بر اساس این گونه تعریف و تبلیغ از بیماری ایدز کسانی که مبتلای به این بیماری شدند قبل از هر چیز انگ بی‌بند و باری و لاابالیگری خوردند و از ترس آبروریزی بیماری‌شان را پنهان نگه داشته و در صدد علاج آن بر نیامدند و رنج بیماری را در تنهایی و انزوا بر خود تحمیل کردند تا مبادا در میان دوست و فامیل آبروی‌شان بریزد.

ترس و رعب و وحشت از ابتلای به این بیماری به خاطر معرفی غلط آن، این پیام را برای عامه به دنبال داشت که چنانچه کسی به این بیماری مبتلا شود عزیزترین کسانش از او می‌گریختند و با بیمار مبتلای به ایدز مانند یک‌ تبهکار و انسان جانی رفتار می‌کردند!

این وضع در جامعه‌ی ایران چنان رقت‌انگیز شد که احساسات برخی هنرمندان و سینماگران را هم برانگیخت و درباره‌ی پیچیدگی‌ها و معضلات آن اقدام به‌ ساختن فیلم کردند که می‌توان به فیلم سینمایی «پشت دیوار سکوت» ساخته‌ی جعفری جوزانی اشاره کرد که دردسرها و گرفتاری‌های ناشی از معرفی غلط بیماری ایدز در جامعه‌ی ایرانی را به نمایش می‌گذارد.

متاسفانه پنهانکاری و دروغگویی در رابطه با شیوع بیماری‌های واگیردار در جامعه‌ی ایران به دلایل سیاسی و فرهنگی از سوی حاکمیت و برخی مسئولان آن به امری تکراری و عادتی دیرینه و بس خطرناک تبدیل شده است‌.

در دهه‌ی شصت نیز شیوع بیماری تب مالت یا (بروسلوز) که بیماری مشترک بین دام و انسان است باعث مرگ و سقط جنین هزارها راس دام و ابتلای صدها انسان دست کم در استآنها ی غرب کشور چون کرمانشاه، ایلام و لرستان شد و همیشه هم از سوی مسئولان کتمان شد و اخبار و اطلاعات واقعی آن هرگز منتشر نشد.
و باز هم بیماری خطرناک نوعی از هپاتیت که بر اثر آلودگی آب شرب شهر کرمانشاه در دهه‌ی هفتاد در کرمانشاه شایع و منجر به مرگ دستکم بیست و دو نفر در کرمانشاه شد نیز تا مدت‌ها با چنین سرنوشتی از جانب مسئولان روبرو بود و باعث ابتلای صدها انسان بی‌گناه شد.

پیچیدگی بیماری ایدز که بر اثر موضعگیری‌های مسئولان در جامعه‌ی ایران اتفاق افتاد متاسفانه پیامدهای ناخوشایندی را تاکنون به دنبال داشته است.
تا جایی که معاونت وزیر بهداشت و درمان کشور در سال جاری به مناسبت روز جهانی ایدز اعلام کرد: تا کنون تنها موفق به شناسایی فقط ۴۰ درصد از بیماران ایدزی در کشور شده‌ایم.

علیرضا رئیسی معاون وزیر بهداشت گفت: ضعف ما در شناسایی ۹۰ درصد بیماران مشهود است و می‌بایست دستکم ۵۴ هزار بیمار شناسایی می‌شدند. وی اینگونه ادامه داد: تعداد ۶۰۴۳۱ بیمار مبتلا به ایدز در کشور وجود دارد در حالی که تنها ۲۲۴۰۶ بیمار شناسایی شده است.

وی گفت بیشترین درصد مبتلایان به بیماری ایدز در میان زنان دیده شده است. به گونه‌ای که در سال ۱۳۸۸ در کشور ۱۳ درصد زنان مبتلا به ایدز داشتیم ولی این رقم در شش ماهه‌ی نخست سال جاری به ۳۰ درصد افزایش یافته است. تردید نیست یکی از عوامل عدم شناسایی بیماران مبتلا به ایدز علاوه بر بی‌مسئولیتی دست‌اندرکاران نظام، ترس مردم به دلیل معرفی غلط بیماری از سوی حاکمیت از آبروریزی‌ست.

پیامد این موضوع و به دنبال جلوگیری از گردش آزاد اطلاعات در رابطه با بیماری ایدز چنان وضعی را در خصوص بیماران مبتلا به ایدز به وجود آورده است که آنها از سوی جامعه و از جانب حاکمیت هیچ حق حیاتی ندارند و مانند تبهکار و مجرم با آنها رفتار می‌شود‌ تا جایی که دارو و درمان از آنها دریغ می‌شود و از سوی دیگر بیماران خود از مراجعه به پزشک و تهیه دارو شرم همراه با ترس دارند. اگر چه رابطه‌ی ابتلای به ایدز و فقر رابطه تنگاتنگی بوده و این بیماری بیشتر از هر قشر دیگری اقشار فقیر و تهیدست جامعه را به خاطر وضع فلاکت‌باری که دارند مورد تهدید قرار داده است اما نه تنها اراده‌ای برای رفع فقر و تبعیض در کشور وجود ندارد بلکه روز به روز هم بر شکاف و اختلاف طبقاتی در جامعه افزوده می‌شود. این معضل دردناک نیاز توجه جدی و همه جانبه‌ی سازمان‌های بین‌المللی و حقوق بشری را ضروری می‌کند. در پایان این نکته را از نظر نمی‌توان دور داشت که دروغگویی و پنهانکاری‌های حاکمیت و مسئولان بهداشت در رابطه با بیماری‌ها و اخیرا هم در رابطه با بیماری کرونا باعث شده است این کشور در برهه‌هایی با مرگ و میر نزدیک به پانصد نفر در روز بر اثر بیماری کرونا مقام اول در جهان را به خود اختصاص دهد. بیماری‌ای که تاکنون به دلیل بی‌توجهی و پنهانکاری و عدم صداقت مسئولان جمهوری اسلامی باعث مرگ بیش از ۸۶ هزار نفر در کشور شده و روند مرگ و میر غیر متعارف بر اثر کرونا در کشور کماکان ادامه دارد در حالی که اعتماد عمومی هم از حاکمیت سلب شده است.

 

توجیه جدید برای نامزدی سپاهی‌ها در انتخابات نمایشی



یک عضو هیات‌رئیسه کمیسیون امنیت مجلس دهم می‌گوید کاندیداتوری چهره‌های نظامی در همه جای دنیا امری عرف و معمول است.

محمدجواد جمالی نوبندگانی، گفت: اینکه چه کسی از چه گروهی بیاید و کاندیدا شود باید موضوعی آزاد باشد؛ به این معنی که باید اجازه دهیم همه کسانی که این توانایی را در خود می‌بینند و شرایط قیدشده در قانون را دارند وارد فاز رقابت انتخاباتی شوند.وی درباره موضوع کاندیداتوری نظامیان برای انتخابات ریاست‌جمهوری توضیح داد: توجه داشته باشید که در جمهوری اسلامی در نخستین دور انتخابات ریاست‌جمهوری، تیمسار مدنی کاندیدای انتخابات شد و حتی میزان آرای او بعد از بنی‌صدر – که با بیشترین رای رئیس جمهور شد – قرار گرفت.

او ادامه داد: بنابراین این ادعا که امام (ره) نظامیان را از ورود به عرصه کاندیداتوری منع کرده بودند صحت ندارد چرا که می‌بینیم در دور اول انتخابات تیمسار مدنی در عرصه رقابت حاضر بوده است.جمالی نوبندگانی حضور نظامیان در عرصه رقابت‌های ریاست‌جمهوری را در همه دنیا امری معمول و متعارف خواند و گفت: در آمریکا آقای مک‌کین که از نظامیان آمریکاست کاندیدای انتخابات ریاست‌جمهوری شد و کالین پاول که نظامی بود وزیر خارجه بوده و در انتخابات هم رقابت کرد. این حساسیت ایجاد کردن‌ها در شرایط کنونی چندان جالب نیست. باید ببینیم چه کسانی می‌توانند مدیر باشند. کاندیداها باید فارغ از نظامی بودن یا نبودن یا سابقه آن مورد توجه و ارزیابی قرار گیرند.

جمالی نوبندگانی با اشاره به سابقه حضور محسن رضایی، محمدباقر قالیباف و علی شمخانی در عرصه رقابت‌های ریاست‌جمهوری توضیح داد: مانور دادن روی لفظ «رئیس‌جمهور نظامی» کار درستی نیست چون کسی که رئیس‌جمهور شود در صدر کار اجرایی قرار گرفته و دیگر نمی‌توان گفت نظامی است! پوتین رئیس کاگ‌ب بوده و اکنون سال‌هاست که رئیس‌جمهور است. این سیستم در همه جای دنیا معمول است و نباید در کشور ما هم حساسیت بیش از حد روی آن ایجاد کرد.

فیلم زیر: سعید لیلاز، عضو حزب اصلاح‌طلب!! (کارگزاران سازندگی) گفته است: حداقل ۱۰ سال نیاز به یک رئیس‌جمهور نظامی اقتدارگرا داریم!

در این باره مهدی حجتی (عضو شورای شهر شیراز) در توییتی نوشت: بیش از ۲۰ سال از عمر ما تلف شیادان اصلاح‌طلب شد. بوی یکدستی میلیتاریستی شنیده‌اند دنبال دُنگشان در این یکدستی می‌گردند… و نیامده مجیز رییس‌جمهور نظامی را می‌گویند…!

این در حالیست که مشاور فرمانده کل سپاه پاسداران امروز گفت: چطور پاسداران شهید می‌دهند، اما همین که می‌خواهند مسئولیت‌های سیاسی داشته باشند، اینجا اشکال دارد.

پاسدار اسماعیل کوثری به سایت حکونتی برنا گفت: زمانی که توانمندی در بین برادران نظامی وجود دارد چرا در انتخابات حضور پیدا نکنند؟ مگر تاکنون خدمت نکرده اند؟! این افراد در سپاه همیشه خدمت صادقانه و خالصانه کرده و اکنون می‌خواهند، وارد عرصه انتخابات شوند و این توانمندی را در خود می بینند زیرا می‌خواهند، همان خدمت را ادامه دهند. اینگونه نیست این بچه‌ها سیاست را اصلا ندانند، قبل از اینکه این چیزها باشد این‌ها سیاست را می دانستند و الان هم می‌دانند.

وی افزود: برخی پیرامون حضور چهره‌های نظامی جوسازی می‌کنند؛ این‌ها همه جوسازی است چه از بیرون و چه از طرف برخی عوامل داخلی که این کار را انجام می‌دهند که نیروهای انقلاب را کنار بگذارند. این‌ها همه جوسازی کسانی است که می‌خواهند بگویند، این‌ها نباشند تا ما بتوانیم راحت‌تر به اهداف خودمان برسیم.

این نماینده سابق مجلس ولایت در ادامه گفت: مردم هیچ مشکلی با حضور یک نظامی در قامت ریاست جمهوری ندارند. اگر مردم مشکل داشتند، هزاران هزار نفر را زیر دست این فرمانده‌ها نمی‌فرستادند و گروه‌های جهادی تشکیل نمی‌دادند.

پاسدار محسن رفیق دوست از فرماندهان پیشین سپاه پاسداران نیز پیش تر با دفاع از انتخابات یکی از سپاهیان به عنوان رئیس‌جمهور گفت: اگر یک سپاهی رئیس‌جمهور شود، یک ساله مشکلات کشور حل می شود.

رئیس‌جمهور نظامی در نظام ولایت فقیه چکاره است؟

احمد زید‌آبادی، روزنامه نگار و فعال سیاسی با انتشار مقاله ای در روزنامه آرمان خطاب به اصلاح طلبان نوشت: ابراز نگرانی درباره اینکه رییس جمهوری سپاهی باشد چه مفهومی دارد ؟ مدیریت تمام وعیار کشور به دست پاستور نیست ! پس نگران چه هستید ؟

مردم ایران به خوبی می دانند که تصمیم گیرنده اصلی در کشور نه رییس جمهوری است و نه سپاه پاسداران تنها علی خامنه ای و بیت رهبری است که درباره همه امورات داخلی و خارجی تصمیم می گیرد و به بازوان اجرایی خود سپاه پاسداران می سپارد.

روزنامه نگار و فعال سیاسی نوشته است: مدت هاست که مناقشه بر سر احتمال حضور یک نظامی در مقام ریاست جمهوری ایران در بین جناح های مختلف بالا گرفته است. اصلاح‌طلبان و اعتدالگرایان نسبت به وقوع چنین رخدادی بسیار مضطرب و نگران اند،اما اصولگرایان تنها راه عبور از مشکلات اقتصادی کنونی را حضور یک “جوان پرانرژیِ انقلابی” به‌ خصوص با سابقه نظامی‌گری در پاستور می‌دانند.

زیدآبادی در ادامه نوشته است: حضور یک سپاهی در پاستور، اما واقعا چقدر می‌تواند نگران‌کننده باشد؟ همه جناح ها به خوبی می داند و پذیرفته اند که سپاه به عنوان یک دولت پنهان با سیطره و قدرت سیاسی در ایران حاکمیت می کند، در آن صورت، نگرانی اصلاح‌طلبان از تسخیر پاستور توسط آنان، چندان نگران کننده نیست؟!

این فعال سیاسی در ادامه نوشته است : در حقیقت، باور به دولتی پنهان با قدرتی بلامنازع، اعتراف به صوری بودن کلِ دم و دستگاه پاستور است که از یک‌سو، هرگونه تلاش میانه‌رو‌ها برای تسلط بر آن را بی‌معنی می‌کند و از سوی دیگر، تسخیر آن توسط ” دولت پنهان” عملا تغییری قابلِ توجه در معادله کنونی قدرت در ایران به وجود نمی‌آورد، جز اینکه قبلا پنهان بود و از این در نزد افکار عمومی علنی و آشکار می شود.

او به صراحت می گوید: همین نوع تعارضات تحلیلی اصلاح‌طلبان و اعتدالگرایان است که بخش اعظم جامعه را نسبت به هشدار‌ها و اخطار‌های آنان در مورد ظهور یک سپاهی در مقام ریاست‌جمهوری برنمی‌انگیزد و از بی‌تفاوتی آن‌ها به این موضوع نمی‌کاهد.

زیدآبادی نوشته است:مردم به خوبی می دانند که قدرت واقعی در کشور بدست چه کسی است ، حال می خواهد یک نظامی باشد و یا یک روحانی و یا به عبارتی اصلاح طلب و یا اصولگرا همگی آنان تحت کنترل و نظارت دولت پنهان است پس چه فرقی می کند که چه کسی رییس جمهور باشد؟!

او در ادامه گفته است : حضور یک نظامی در پاستور اقتضای روند تطور اوضاع ایران در سه دهه گذشته و از منظر منطقِ تحول امری گریزناپذیر باشد! شاید به همین علت بسیاری از مردم از آن هراس ندارند به‌ویژه اینکه پاستور گرچه برای همه جناح‌ها، بسیار وسوسه‌انگیز است، اما آن نقطه، نه قدرتی دارد و نه نفوذی که بتواند کشور را اداره کند ، مردم به خوبی می دانند که کشور در دستانی به جز پاستور مدیریت می شود

این فعالی سیاسی در پایان نوشته است: بنابراین، هر کس اسب خود را برای دستیابی به این مقام زین کرده باشد، به سوی فتح هدفی پیش می‌تازد که همه قابلیت‌های درونی او را بی‌هیچ تعارف و امکانِ پرده‌پوشی، عیان خواهد کرد و جایی برای لاف‌زنی و گزافه‌گویی و اوهام‌پروری باقی نخواهد گذاشت!


۱۷ دی ۱۳۹۹

 

لوایح پولشویی بازهم در مجمع مصلحت رای نمی‌آورد



احمد توکلی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، در جلسه “انجمن اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه علامه طباطبایی” با اشاره به رای منفی و پیشین دو سوم اعضای مجمع به لوایح “اف‌آی‌تی‌اف” گفت: این لوایح بار دیگر به تصویب نمی‌رسد.

او در ادامه افزود: «طبق آیین‌نامه وقتی موعد رسیدگی به این لوایح تمام شود از دستور مجمع خارج و نظر قانونی شورای نگهبان حاکم می‌شود، نه نظر مصلحتی».

او در حالی این سخنان را بیان می کند که به درخواست حسن روحانی و با موافقت خامنه ای ، لوایح اف‌آی‌تی‌اف بار دیگر در مجمع تشخیص مصلحت نظام در حال بررسی است.

توکلی در ادامه افزود: «در همین نشست اخیر می‌خواستند درباره‌ مسائل موشکی بحث کنند. تو مامور مبارزه با پولشویی در جهان هستی، موشکی به شما چه ربطی دارد؟»

او تاکید کرد: «نمی‌شود یک نهاد بین‌المللی به لحاظ اقتصادی، سیاسی بر ما مسلط شود، این برای عزت ملی هم خطرناک و مضر است.»

نظر مجمع مصلحت نظام تغییر نکرده است

محسن مجتهد شبستری، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، با استناد به مباحثاتی که انجام گرفته است، گفت که نظر اعضای این مجمع درباره لایحه گروه ویژه اقدام مالی، موسوم به اف‌ای‌تی‌اف، تغییر نکرده چرا که “معایب” آن به مراتب بیشتر است.

شبستری در ادامه افزود که «نظر من عوض نمی‌شود و بعید است که نظر آقایان دیگر هم در این زمینه عوض شده باشد».

وی تاکید کرد که «معایب» لوایح گروه ویژه اقدام مالی بیشتر از مزایای آن است.

مخالفان تصویب این لوایح در حکومت ایران می‌گویند در صورت تصویب آنها، کمک‌های مالی جمهوری اسلامی به گروه‌های شبه‌نظامی وابسته به آن مانند حزب‌الله لبنان با مشکل مواجه خواهد شد.

امیدی به تغییر اساسی و گشایش واقعی نیست

در همین حال یک اقتصاددادن در ایران گفته: در شرایط بسیار بد اقتصادی گرفتار هستیم. رشد اقتصادی منفی، بیکاری گسترده و روزافزون و تشدید بی‌اعتمادی، شرایط شکننده‌ای برای اقتصاد کشور به‌وجود آورده است. امیدی هم به تغییر اساسی و گشایش واقعی نیست و بعید می‌دانم مسائل به‌گونه‌یی حل شود که دست‌کم اقتصاد کشور از این سردرگمی خارج شود.

به گزارش نشریه تجارت فردا، محمد بهکیش گفت: اداره یک کشور تورمی با رشد منفی برای دوره طولانی عملی نیست و اگر سیاست‌گذار نتواند آن را چاره کند، مکانیسم‌های طبیعی عمل خواهند کرد که در این صورت هزینه‌های آن برای کشور بسیار است. سیاست‌گذار باید فهمیده باشد که دیگر با وصله‌وپنیه کار اقتصاد سامان نمی‌یابد.

این نشریه می نویسد که سیاستمداران نظام گوششان به این اخطارها نسبت به آینده تیره اقتصاد مملکت بدهکار نیست و این ارزیابی ها را جدی نمی‌گیرند.

این در حالیست که صادق لاریجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام اعلام کرد که بررسی مجدد لوایح «اف‌ای‌تی‌اف» در این مجمع آغاز شده است و افزوده که این بررسی پیرو دستور رهبر جمهوری اسلامی صورت می‌گیرد.

در همین حال کیهان خامنه ای با عنوان مبارزه با فساد بهانه است، تحمیل FATF نشانه است! نوشت: طی روز‌های گذشته بار دیگر موضوع گروه ویژه اقدام مالی (FATF) داغ شده است. بعد از موافقت رهبر انقلاب با تمدید زمان بررسی لوایح FATF در مجمع تشخیص مصلحت نظام، برخی افراد از این موضوع سوءاستفاده می‌کنند و دولت هم در حال بهره‌برداری سیاسی از آن است.

این منبع نوشت: در تازه‌ترین نمونه آن رئیس‌جمهور در جلسه روز گذشته (۳ دی) هیئت دولت ادعا کرده‌اند که لوایح FATF بهترین راه مبارزه با فساد در داخل کشور است. ادعایی که می‌توان به یکی از بهانه‌جویی‌های سیاسی جهت تصویب این لوایح در نظر گرفت.

درباره این ادعای رئیس‌جمهور نکاتی قابل ذکر است. نخست اینکه رئیس‌جمهور درحالی پیوستن به لوایح FATF را بهترین راه برای مبارزه با فساد عنوان کرده است که کشور میزبان و اعضای اصلی این نهاد مالی هم چنین ادعایی ندارند!

نگاهی به تجربه کشور‌های عضو FATF نشان می‌دهد که پدیده پولشویی علی‌رغم گذشت چند سال از الحاق این کشورها، همچنان با تاروپود نظام مالی و بانکی آن‌ها درهم‌تنیده باقی مانده است و ضوابط این نهاد نتوانسته از بروز پدیده پولشویی جلوگیری کند.

مسئولین پاسخ نمی‌دهند که اجرای این برنامه چه کمکی به شناسایی شبکه‌های اخلالگر ارزی در کشور کرده است؟ FATF چه نقشی در کشف شبکه فساد بانک سرمایه داشته است؟ تصویب الحاق به این دو کنوانسیون دقیقاً چه کمکی به مبارزه با پولشویی و فساد در داخل کشور می‌کند؟

کیهان خامنه ای در پایان نوشت: بنابر این لازمه مبارزه با فساد، خود تحریمی از طریق FATF نیست؛ همچنان که فاسد‌ترین دولت‌های دنیا با میزبانی ۷۶ درصد کل پولشویی‌ها، گردانندگان FATF هستند و در حاشیه امنیت قرار دارند.

برداشتن تحریم‌ها هیچ فایده‌ای نخواهد داشت

این در حالیست که رییس اتاق بازرگانی ایران و ایتالیا اظهار کرد: سیاست‌گذاران و نخبگان ما بدانند که حتی اگر تحریم‌ها برداشته شود ولی نتوانیم ارتباط سوئیفت را برقرار کنیم و به FATF نپیوندیم هیچ فایده‌ای نخواهد داشت.

به گزارش ایلنا، احمد پور فلاح در مورد وضعیت تجاری ایران با ایتالیا اظهار داشت: امروز ایتالیا یک بشکه نفت هم از ما نمی‌خرد؛ مجبور به سرمایه‌گذاری زیادی شدند تا نفت دیگری را جایگزین نفت ایران کنند. به همین دلیل بازگشت این وضعیت دشوار است، اینها فرصت‌های طلایی هستند که ما از دست دادیم.

رییس اتاق بازرگانی ایران و ایتالیا در مورد پول‌های بلوکه شده ایران در ایتالیا تصریح کرد: پول بلوکه شده ایران در ایتالیا به اندازه کشورهایی مثل چین، هند و عراق نیست ولی انتقال پول مقداری از محموله‌های آخر نفتی که به ایتالیا فروختیم امکان‌پذیر نبود، فکر می‌کنم حداکثر 4 تا 5 میلیارد دلار باشد.

وی افزود: تحریم‌ها و نپیوستن ما به FATF روی این مقوله بسیار تاثیر گذاشته است. نداشتن ارتباط سوئیفت با دیگر کشورها بسیار مشکل ایجاد کرده است. سیاست‌گذاران و نخبگان ما بدانند که حتی اگر تحریم‌ها برداشته شود ولی نتوانیم ارتباط سوئیفت را برقرار کنیم و به FATF نپیوندیم هیچ فایده‌ای نخواهد داشت. چون اگر نتوانیم پول را جابجا کنیم برداشتن تحریم‌ها چه سودی خواهد داشت؟

در ماه فوریه گذشته گروه ویژه اقدام مالی (FATF)، تصمیم گرفت تا رژیم های ایران و کره شمالی را در فهرست سیاه خود نگاه دارد و محدودیت‌های سخت‌تری بر کشورهایی که در زمینه پولشویی و تامین تروریسم همکاری نمی کنند، اعمال کند.

«گروه ویژه اقدام مالی» در سال ۱۹۸۹ در پاریس توسط سران گروه هشت (G8) و با مأموریت پولشویی تأسیس شد. سران گروه جی-۸ ضرورت تشکیل چنین نهادی را یکسان کردن مقررات بانکی و مبارزه با پولشویی عنوان کردند.

در سال ۲۰۰۱ و بعد از حادثه ۱۱ سپتامبر، آنچه «تأمین مالی تروریسم» خوانده شده در دستور کار فعالیت‌های گروه ویژه اقدام مالی FATF قرار گرفت. نظارت بر عملکرد شبکه بانکی در سطح جهانی و در سطح کشورها رسالت اصلی FATF محسوب می‌شود.


۱۶ دی ۱۳۹۹

 

هواپیمای اوکراینی؛ تصمیم کانادا و تصمیم بنیاد شهید



در حالیکه نخست‌وزیر کاناد طی بیانیه‌ ای اعلام کرد این کشور روز ۸ژانویه هر سال را به‌عنوان روز ملی یادبود قربانیان فاجعه هوایی ثبت می‌کند، بنیاد شهید جمهوری اسلامی امروز گفت: “۱۲۷ نفر از جان‌باختگان این سانحه شهید اعلام شدند.

در آستانه اولین سالگرد شلیک موشک‌های سپاه پاسداران، به هواپیمای مسافربری اوکراینی. رئیس بنیاد شهید اعلام کرد:شهدای این سانحه با دیگر شهدا فرقی ندارند و خدمات بنیاد شهید به همه ارایه می‌شود.

این در حالیست که جواد سلیمانی همسر الناز نبی از جانباختگان پرواز اوکراینی، ساکن ادمونتون کاناد از فشارها به خانواده ها برای خاکسپاری قربانیان در قطعه شهدا می‌گوید و می افزاید: چیزی که در یک سال گذشته شاهدش بودیم بیشتر از خدمات، آزار خانواده‌های قربانیان بوده است.

اعلام روز یادبود ملی

به گزارش ایران اینترنشنال، جاستین ترودو، نخست‌وزیر کانادا، در سالگرد انهدام هواپیمای مسافربری اوکراینی با موشک‌های سپاه پاسداران و کشته شدن ۱۷۶ سرنشین آن اعلام کرد: دولت این کشور از این پس روز هشتم ژانویه را به عنوان روز ملی یادبود قربانیان فجایع هوایی نام‌گذاری خواهد کرد.

در تاریخ ۸ژانویه ۲۰۲۰، پرواز شماره ۷۵۲ شرکت هوایی بین‌المللی اوکراین توسط سپاه پاسدارانت سرنگون شد، که در نتیجه منجر به از دست رفتن غم‌انگیز ۱۷۶مسافر بی‌گناه، شامل ۵۵ تبعه کانادا، ۳۰ دارنده اقامت دائم کانادا و تعداد بیشمار دیگری که پیوندهایی با این کشور داشتند گردید.

نخست وزیر کانادا به خانواده قربانیان انهدام هواپیمای اوکراینی گفت: دولت به احترام جان‌باختگان در فجایع هوایی یک بنای یادبود را با مشورت بازماندگان آنها خواهد ساخت.

وی افزود: ما روز ۸ ژانویه را به‌عنوان روز یادبود ملی اعلام می‌کنیم تا که به قربانیان فجایع هوایی هم در داخل و هم خارج ادای احترام کنیم و بر خسارت عمیقی را که به خانواده‌ها و عزیزان وارد شده اذعان کنیم. با یکدیگر ما همیشه این فجایع را به‌خاطر آورده و کسانی را که از دست رفتند را در ذهن و قلبمان زنده نگاه می داریم. ما هیچوقت آنان را از یاد نمی‌بریم.

همزمان اعلام شد که دادگاه عالی استان انتاریوی کانادا نیز در حکم اولیه‌ خود، شکایت جمعی از خانواده‌های کشته‌شدگان هواپیمای اوکراینی را مبنی بر اینکه “جمهوری اسلامی به موجب قانون ضد تروریسم کانادا با سرنگون کردن این هواپیمای مسافربری مرتکب اقدام تروریستی شده” را پذیرفت.

گزارش هولناک شاهدان از لحظات اولیه سقوط هواپیما

…فکر کردیم می‌شه کسی را نجات داد، اما همه مرده بودند، همه جا روی زمین جنازه بود و خون. توی هوا هم بوی دود و سوختن. هوا که روشن شد، تازه بهتر فهمیدیم چی شده، متوجه شدیم داریم روی خون و دل‌و‌روده آدم‌ها راه می‌رویم….

با هراس موشک از خواب بیدار شدیم و حالا چند روز است با کابوس خون و جنازه می‌خوابیم. این چکیده روایت اهالی شهرکی است که هواپیمای اوکراینی صبح زود روز ۱۸ دی ماه در پارکی چسبیده به خانه‌های آن‌ها سقوط کرد و ۱۷۶ انسان را به کشتن داد.

به گزارش شرق، خیلی از آن‌ها می‌گویند روزی که هواپیما سقوط کرد، هوا هنوز روشن نشده بود، اول فکر کردیم جنگ شده و اینجا را با موشک زده‌اند؛ اما چند دقیقه‌ای بیشتر طول نکشید تا بفهمند جنس فاجعه‌ای که کنار خانه‌هایشان رقم خورده، چیست و کمی بعد هم خود را به محل سقوط که درست روبه‌روی برخی خانه‌های شهرک است رساندند، آن‌ها البته چندان هم اشتباه نمی‌کردند، فاجعه را موشک رقم زده بود؛ و حالا چه آن‌هایی که رفتند سر صحنه سقوط و بین جنازه‌ها به امید کمک به زندگان احتمالی این سو و آن سو دویدند و چه آن‌هایی که دورتر و حتی بیرون از پارک فقط تماشاچی فاجعه بودند، ۱۳ روز است که به گفته خودشان کابوس و وحشت رهایشان نکرده؛ کابوس‌هایی پر از خون و دود و جنازه.

پرواز شماره ۷۵۲ هواپیمایی اوکراین صبح آن روز که چهارشنبه بود، ساعت حدود ۶:۱۳ دقیقه از فرودگاه امام بلند شد تا راهی کی‌یف، پایتخت اوکراین شود و قرار بود دوساعت‌و ۴۰ دقیقه بعد هم از آنجا هر مسافری را به‌سوی خانه و زندگی‌اش در یک گوشه کره زمین راهی کند؛ اما پرواز شش دقیقه بیشتر به طول نینجامید و شلیک دو موشک پدافند ضدهوایی کاری کرد که مسافران این پرواز به‌جای کی‌یف، در پارکی در محمودآباد سابق که مدتی است اسمش شده شهرک لاله شاهدشهر، فرود بیایند، با بدن‌های بی‌جان.

حالا ۱۳ روز از آن سقوط گذشته است، برای رسیدن به محل حادثه باید ۲۵ کیلومتر آزادراه تهران – ساوه را طی کرد و بعد از سمت راست جاده به سمتی که نوشته شهریار خارج شد و پنج، شش کیلومتر بعد به جایی رسید که نوشته به سمت محمودآباد. زمین‌های محل سقوط و اطرافش را مقداری برف هنوز آب‌نشده از سه شب پیش پوشانده است، زمین گل‌آلود است و اطراف پارک و محل سقوط چند ماشین پلیس ایستاده‌اند. به گفته اهالی آن‌ها از همان روز سقوط تا الان اینجا هستند و اجازه نمی‌دهند کسی به پارک محل حادثه وارد شود. مأموران هم می‌گویند اجازه مصاحبه ندارند و دراین‌باره حرفی نمی‌زنند.

روایت اهالی و آن‌هایی را که از نزدیک شاهد سقوط هواپیما و روز‌های پس از آن و آمدن و رفتن نیرو‌های پلیس، امداد، امنیتی‌ها، گروه متخصصان اوکراینی و خبرنگاران داخلی و خارجی و… بوده اند، می‌توان شنید. روایت‌هایی که نقطه اشتراک بیشترشان کابوس است.

مهدی مرد جوانی است که آرایشگاهش درست روبه‌روی محل سقوط قرار دارد و گودالی که هواپیما در لحظه برخورد با زمین درست کرد کمتر از ۲۰ متر با آنجا فاصله دارد. او روایتی دست اول از شب حادثه و سقوط دارد. چون به گفته خودش در لحظه اتفاق، برخلاف بیشتر اهالی که آن لحظه خواب بودند، برای قدم‌زدن سگ‌هایش را بیرون آورده بود که متوجه هواپیمای شعله‌ور در آسمان شد. این روایت او از آن لحظات است: «من صبح زود سگ‌هام را آورده بودم بیرون قدم بزنند که هواپیما را دیدم، بدو بدو دنبالش می‌کردم که اصلا ببینم چی هست، چون داشت آتش می‌گرفت، اول نفهمیدم هواپیماست. به نظرم خلبان عمدا توی پارک هواپیما را زمین زد، اگر قبلش به زمین می‌خورد کلی خونه و آدم از بین می‌رفت؛ مثلا خونه میثم اینا قبل از میدان، واقعا نزدیک بود آنجا بیفتد، اما من دیدم که یک تکانی خورد، یک مقدار ارتفاع گرفت، آمد جلوتر میدان را رد کرد، نزدیک بود این ور کنار میدان بخورد به خونه محسن احمدی اینا، بالای تیر چراغ برق وسط میدان جهتش رفت سمت پارک، از بالای شهرک که رد می‌شد آتش از آن می‌ریخت پایین، هواپیما دقیقا از سمت شهریار می‌آمد به سمت شهرک و آخرش توی پارک سقوط کرد. چیزی که من دیدم این بود که هواپیما با یک بال داشت سقوط می‌کرد، یک بالش قبل‌تر افتاده بود، بعدا از دوستم شنیدم نزدیک پرند افتاده بود؛ یعنی کنده شده بود. وقتی هم خورد زمین اول یه صدای برخورد شدید، بعد یه زمین‌لرزه کوچک حس کردم، بعد انفجار بزرگ اتفاق افتاد و همه‌جا نورانی و قرمز شد». از او می‌پرسم که شما که بیرون بودی صدای برخورد موشک یا چیزی مثل شلیک را نشنیدی که این‌طور پاسخ داد: «هواپیما وقتی آمد بالای محل ما، قرمز بود، توی آتیش بود. تنها صدایی که می‌آمد صدایی مثل هوووف بود، مثل وزش شدید باد. البته یک چیز‌های سفید رنگی کنار هواپیما بود که نمی‌دونم چی بودن».

گزارش هولناک از لحظات اولیه سقوط هواپیما

شکور پسر نوجوانی که خانه‌شان نزدیک‌ترین خانه به محل سقوط هواپیماست، اینجا وسط بحث می‌آید و می‌گوید: «لطفا این را حتما بنویس که بچه‌های محمودآباد و خلج‌آباد وسایل مسافران را غارت نکردند، اگر هم کسی این کار را کرد، اهل اینجا نبود خدایی، به امام حسین بیا برویم از مأمورای نیروی انتظامی که از همان روز تا الان اینجا هستند بپرسیم، مادر خود من همین پریروز مقداری طلا پیدا کرد نزدیک خانه‌مان، رفت به مأموران تحویل داد. احتمالا مال مسافران هواپیما بود. اگر ما دنبال بردن بودیم، همان روز می‌توانستیم ببریم، بچه‌محل‌های ما همه همدیگر را می‌شناسیم، کسانی شاید برده باشند، ولی بچه‌محل ما نبودند و این کار را نکردند. یکی از همسایه‌ها یک کیف سوخته پیدا کرد توش دلار بود، یکی از بچه‌ها یک صندوقچه کوچیک پیدا کرد توش سکه طلا بود، همه را بچه‌ها تحویل مأموران دادند».

شکور ادامه می‌دهد: «پارک و محل از همان روز امنیتی شده؛ از همان روز اول تا الان، ما نزدیک‌ترین محل به سقوط هستیم، همه شیشه‌های خانه ما شکسته شد و ریخت، روی سقف و جلوی حیاط خانه پر از تیکه‌پاره و سوختگی شده بود».

او و دوستانش می‌گویند از همان روز تا الان تصاویر جنازه‌ها از جلوی چشمانشان دور نمی‌شود و شب بی‌کابوس نمی‌خوابند.

راوی دیگر، پسر جوانی است با هیکلی ورزشی که معلوم است اهل بدن‌سازی حرفه‌ای است. روایت او هم از ماجرا این‌گونه بود: «هواپیما درست از بالای سر خانه ما رد شد و افتاد توی پارک. من خواب بودم و از صدای خوردنش به زمین و لرزیدن ساختمان و ترک‌برداشتن شیشه‌ها بیدار شدم. چند لحظه بعد هم که یک انفجار بزرگ شد، خیلی وحشتناک بود. اول فکر کردم موشک خورده، گفتم اوه اوه جنگ شد و صباباطری را زدن، همین کناره دیگه». این را می‌گوید و با دست به سمت آن طرف محلی که هواپیما سقوط کرد، اشاره می‌کند.

بعد ادامه می‌دهد: «تاریک بود، ولی یهو همه‌جا روشن شد، نه روشن مثل هوای روز، روشن قرمز، قرمز آتشی، خیلی عجیب بود. هواپیما شیش‌و ۲۰ دقیقه سقوط کرد ما شیش‌و بیست‌و‌پنج دقیقه با زیرشلواری اونجا بودیم، کل محل اومده بودن، فکر کردیم می‌شه کسی را نجات داد، اما همه مرده بودند، همه جا روی زمین جنازه بود و خون. توی هوا هم بوی دود و سوختن. هوا که روشن شد، تازه بهتر فهمیدیم چی شده، متوجه شدیم داریم روی خون و دل‌و‌روده آدم‌ها راه می‌رویم…».

از او درباره اینکه گفته شد عده‌ای آمدند که وسایل مسافران هواپیما را سرقت کنند پرسیدم، گفت: «یه لحظه واسا». بعد گوشی‌اش را درآورد رفت توی قسمت گالری و گفت: این فیلم را ببین، تصاویری هولناک از بدن‌های تکه‌تکه شده و خون روی زمین و بین علف‌های سبز محوطه پارک، مرد، زن و کودک و قطعات و وسایلی که یا در حال سوختن بود یا از آن‌ها دود بلند می‌شد. بعد گفت: «دیدی؟ توی این شرایط کسی که انسان باشه، یه ذره شرف و وجدان داشته باشه، میتونه به چیزی فکر کنه، به دزدیدن وسایل این آدم‌های کشته‌شده؟ بعضی‌ها واقعا نمی‌دانم منظورشان چیست که این حرف‌ها را می‌زنند. اینجا مگه چقدر جمعیت داره، قد یه روستاست دیگه، همه هم رو می‌شناسن، کسی توی آن شرایط کاری می‌کرد همه می‌فهمیدن که، همه می‌دیدن. تا پلیس و بقیه برسن هم فقط ما بودیم. پلیس حدود ۲۰، ۲۵ دقیقه بعد رسید».

او هم یادش هست از کابوس و وحشت آن شب در خواب‌هایش بگوید: «اون وضعیت و جنازه آدم‌های هواپیما کاری با من کرد که هنوز هر شب کابوس می‌بینم، از ترس خواب‌های وحشتناک نمی‌تونم توی اتاق خودم بخوابم، می‌روم توی هال که شاید خوابم ببرد. چشمم را که می‌بندم صحنه‌هاش می‌آد جلوم…».

نام میدان شهرک مثل اسم خود شهرک، لاله است. یکی از خیابان‌های منتهی به میدان، چهار کوچه اطرافش دارد؛ کوچه‌هایی به نام چهار فصل؛ بهار، تابستان، پاییز و زمستان. بعد از ردکردن این کوچه‌ها، مغازه‌ای هست که فروشنده‌اش یک خانم است. او درباره صبح سقوط می‌گوید: «اولش که صدای افتادنش اومد، من فکر کردم زلزله شد، بعد یه صدایی مثل انفجار اومد و آسمون پر از نور شد، ما دویدیم بیرون، تو کوچه، از تو کوچه محل افتادنش معلوم بود. وایساده بودم، پسرم مهنا هم جلوم بود، یهویی حس کردم یه چیز‌هایی مثل ماسه از آسمون می‌ریزه پایین، چیز‌های ریز‌ریز، نمی‌دونم چی بود فقط دست‌هام رو گرفتم بالای سر مهنا که روی سرش نریزه. بعد دویدم سمت پارک، چون همه داشتن اون سمتی می‌رفتن، همون اولش یه چند تیکه بدن آدم و خون دیدم، ترسیدم، برگشتم و از اون روز تا الان دیگه نرفتم اون سمتی، نمی‌رم. دخترم هم الان چند روزه گوشت نمی‌خوره، میگه مامان برای من گوشت نذار تو غذا، حالش بد می‌شه و نمی‌خوره…». برخی از اهالی هم از تکه‌ها و قطعاتی می‌گویند که از شب سقوط روی سر شهرک توی خانه‌ها و روی پشت‌بام‌ها افتاده است. هواپیما که از بالای شهرک رد شد، در حال سوختن بود و چیز‌هایی از آن پایین می‌ریخت، بعد هم که به زمین خورد و کمی بعد منفجر شد، هر قطعه‌اش تا چند صد متر به سمت‌و‌سویی پرت شد. روی در و دیوار خانه آن‌ها که نزدیک‌تر بود؛ حتی ردّ خون هم ریخته شد. زن جوانی از اهالی شهرک می‌گوید: «توی حیاط و روی پشت‌بوم ما و بقیه همسایه‌ها یه چیز‌هایی افتاده بود، مثل تیکه‌پارچه و چیز‌های دیگه، مادرم فردای همون روز حیاط و پشت‌بوم و دیوار‌ها رو شست، خیلی‌ها این کار رو کردن، حس بدی بود. اینکه اون تیکه‌پارچه‌ها و چیز‌های دیگه احتمالا مال مسافرای بیچاره بود و با انفجار تکه‌تکه شدن و همه‌جا پخش شدن…».

یک مرد که ردّ زخمی کهنه کنار صورتش دارد، هم صبح روز سقوط را این‌طور روایت می‌کند: «من خواب بودم که یهویی گلدونای اتاقم از پشت پنجره افتادن، اول نفهمیدم چی شد، بعد گفتم حتما زلزله اومد؛ ولی بعد از سروصدای همسایه‌ها منم زدم بیرون و رفتم سمت پارکی که هواپیما افتاده بود. یه جا همون اول پارک یه تکه از سر و گوش و مو‌های یه نفر افتاده بود، معلوم معلوم بود، خون هم اطرافش نبود. خیلی وحشتناک بود. همون جا پاهام سست شد و برگشتم، چند روزه خوابم نمی‌بره. حالم واقعا بد شده و نمی‌دونم چی کار باید بکنم. فکر کنم خیلی‌ها حالشون بد باشه این روزها…».

تشییع پیکر مجتبی عباس‌نژاد (عکس زیر) از جانباختگان حادثه دلخراش ساقط شدن هواپیمای اوکراینی روز یکشنبه در گورستان بهشت‌آباد اهواز برگزار شد.


 


بازهم یاغیگری سپاه پاسداران در آبهای خلیج فارس



سپاه پاسداران امروز یک فروند کشتی با پرچم کره جنوبی را در خلیج فارس توقیف کرده است.

به گزارش روابط عمومی نیروی دریایی سپاه پاسداران این شناور از مبدأ بندر الجبیل عربستان سعودی عازم کره‌جنوبی بود که در خلیج فارس توقیف شد.

این در حالی است که اطلاعات مسیر این کشتی که در سایت «مرین ترافیک» درج شده نشان می‌دهد که مقصد این شناور، برخلاف گفته اطلاعیه سپاه، بندر فجیره امارات متحده بوده است.

برخی منابع خبری این کشتی را یک نفتکش حامل نفت امارات متحده عربی با نام «هانکوک کمی» (HANKUK CHEMI) اعلام کرده‌اند.

به گزارش رادیو فردا، توقیف این کشتی هم‌زمان است با اعلام خبر سفر قائم‌مقام وزارت خارجه کره جنوبی به ایران برای گفت‌وگو درباره پول های بلوکه شده که رژیم ایران تنها اجازه استفاده از این منابع برای خرید کالاهای انسان‌دوستانه از کره جنوبی را دارد.

در روزهای گذشته، گزارش‌هایی درباره احتمال مذاکره برای خرید واکسن کرونا از محل منابع مالی بلوکه‌شده در کره جنوبی منتشر شده بود.

 


ایران؛ منظور مقام اسرائیلی از وقوع “اتفاقاتی” چیست؟



سخنان قاطعانه نخست وزیر اسرائیل در مورد آغاز غنی سازی بیست درصدی اورانیوم توسط حکومت اسلامی ایران و همچنین هشداری که از زبان وزیر دفاع اسرائیل در مورد خطرات این اقدام رژیم ایران بیان گردید، در کنار موضع قاطعانه ای که از جانب ایالات متحده علیه این اقدام رژیم ایران ارائه کرد، در کنار هشدارها و ابراز نگرانی های برخی کشورهای ارشد اروپایی، تنش پیرامون برنامه های اتمی جمهوری اسلامی را به اوج تازه ای می رساند.

وزیر دفاع اسرائیل هم گفت اگر رژیم ایران به غنی سازی بیست درصدی روی آورد، “اتفاقاتی” در خاورمیانه رخ خواهد داد. او به ماهیت این اتفاقات اشاره ای نکرد، ولی برای همگان روشن است که اسرائیل به اقدامات دفاعی دست خواهد زد.

به گزارش رادیو پیام اسرائیل، سیاست این کشور همیشه آن بوده که اگر منافع و امنیت اسرائیل سخت به خطر افتد و کشورهای جهان به اقدامات لازم در برابر آن دست نزنند، اسرائیل به تنهایی وارد میدان خواهد شد تا از امنیت و موجودیت خود دفاع کند.

نخست وزیر اسرائیل همچنین در سخنان شب گذشته خود، به خطرات موشکی حکومت ایران نیز اشاره کرد و خواهان اقدامات جهانی علیه ادامه آن شد.

غنی‌سازی ۲۰ درصدی؛ تکرار تجربه دوران اوباما؟

ایندیپندنت فارسی نوشت: در دوران باراک اوباما، زمانی که موضوع مذاکره با رژیم ایران بر سر نگرانی‌های منطقه‌ای و برنامه‌های موشکی مطرح می‌شد، مقامات دولت او که به زودی در دولت بایدن مشغول به کار خواهند شد، اولویت را به حل پرونده هسته‌ای دادند. آنها تاکید داشتند که با توجه به پیشرفت‌های هسته‌ای ایران فرصت برای جلوگیری از ورود جمهوری اسلامی به باشگاه هسته‌ای، به سرعت سپری می‌شود.

امروز تهران در تلاش برای شکل‌گیری تجربه‌ای مشابه‌ با دولت بایدن در فضای خاورمیانه‌ای است که شباهتی به دوران اوباما ندارد.‌ از حمله پهپادی و موشکی به آرامکو، تشکیل ائتلاف دریانوردی خلیج فارس، حذف سلیمانی و روی کار آمدن یک دولت نزدیک‌تر به آمریکا در عراق تا تحولات چند ماه اخیر در منطقه که نقطه عطف آن عادی‌سازی روابط کشورهای عربی با اسرائیل و توافق روز گذشته عربستان و قطر است.

این منبع در ادامه نوشت: از همین رو از سرگیری غنی‌سازی ۲۰ درصدی به عنوان سیگنالی برای دولت بایدن یا اهرم مذاکره‌ای نمی‌تواند کارکرد سابق خود در به حاشیه راندن نگرانی‌های منطقه‌ای و برنامه‌های موشکی را حفظ کند.

من تا ۲۰ ژانویه خواب راحت نخواهم داشت!

شبکه خبری سی ان ان پیش تر به نقل از یک مقام مطلع آمریکایی گزارش داده بود: رژیم ایران طی ۴۸ساعت گذشته سطح آماده‌باش نیروهای دریایی خود را در خلیج فارس افزایش داده است.

مقام آمریکایی که دارای آخرین اطلاعات در این زمینه بوده گفته است: مشخص نیست افزایش سطح آماده‌باش نیروهای دریایی ایران در خلیج فارس «اقدامی دفاعی» برای مقابله با اقدام احتمالی آمریکا است، یا نشانه آماده‌سازی نیروهای این کشور برای اقدامی در خلیج فارس علیه نیروهای آمریکایی است.

در همین زمینه، روزنامه نیویورک تایمز نیز دو روز پیش به نقل از تحلیلگران امنیتی آمریکا گزارش داد که رژیم ایران سطح آماده‌باش سیستم پدافند هوایی و نیروهای دریایی خود را افزایش داده است.

«من تا ۲۰ ژانویه خواب راحت نخواهم داشت. با ترامپ، هر چیزی ممکن است». این جمله باربارا اسلاوین، مدیر بخش ایران اندیشکده شورای آتلانتیک در گفتگو با روزنامه «شرق» را می‌توان زبان حال مقامات منطقه‌ای دانست که در روز‌های اخیر، نگران آخرین هدیه خداحافظی ترامپ به خاورمیانه هستند.

این روزنامه نوشت: از هفته گذشته به نظر می‌رسد مقامات کشور‌های منطقه نگران آخرین ضربه احتمالی ترامپ به منطقه در قالب اقدامی نظامی علیه حکومت ایران هستند. از طرفی، هواپیما‌ها و کشتی‌های ارسال‌شده به خلیج فارس بوی تهدید می‌دهند و از طرف دیگر، خودداری مقامات نظامی دولت ترامپ از برگزاری جلسات امنیتی با جو بایدن، رئیس‌جمهور منتخب باعث شده برخی تصور کنند دولت ترامپ در حال برنامه‌ریزی برای اقدامی جدید است.

تکاپوی مقامات منطقه در تماس‌ها و هماهنگی‌ها با یکدیگر، از‌جمله تعامل‌ها بین رژیم ایران با عراق، کویت، قطر و امارات متحده عربی نیز باعث شده این تصویر ارائه شود که یا خبری به مقامات منطقه رسیده یا این نگرانی‌ها این‌قدر جدی است که طرف‌های مختلف در حال تعامل با یکدیگر برای پیشگیری یا در صورت نیاز، تحدید خسارت هستند.

شرق نوشت: ناکامی دوباره ایالات متحده در سازمان ملل متحد در تصویب پیشنهادی علیه رژیم ایران نیز این تصویر را تقویت می‌کند که ترامپ به دنبال این است که قبل از خروج از کاخ سفید، هم ضربه‌ای به جمهوری اسلامی بزند و هم در صورت امکان راه را برای تعاملات برجامی و غیربرجامی دولت بایدن با تهران ببندد یا دست‌کم تا جایی که می‌تواند در این راه مانع بتراشد.

۱۵ دی ۱۳۹۹

 


طرح مجلس ولایت برای نابودی اسرئیل تا ۲۰سال دیگر!



مجلس شورای اسلامی یک بمب‌خبری کم‌نظیر برای‌مان آماده کرده؛ یک گروه از نمایندگان مجلس طرحی پیشنهاد داده‌اند که ماده پنجم آن، دولت را مکلف می‌کند تا ۲۰سال دیگر اسراییل را از میان ببرد!

در بخشی از این طرح به مسئله فلسطین و حمایت از جبهه مقاومت پرداخته است و در ماده 5آن دولت‌هایی که تا سال 1420در ایران تشکیل می‌شوند را مکلف کرده است تا با اتخاذ ترتیبات ذیل جهت نابودی اسرائیل تا سال ۱۴۲۰ اقدام کنند.

این ترتیبات عبارتند از: شکست حصر غزه با ارسال کالاهای اساسی از مبادی رسمی دریایی به غزه در مقابل وجه یا رایگان؛ به گونه ای که نهایتا تا شش ماه پس از لازم الاجرا شدن این قانون اولین محموله، حداقل شامل کمک‌های مردمی و نهادهای خصوصی فرستاده شود. پیگیری

ارائه خدمات و زیرساخت‌های رفاهی – اقتصادی – امنیتی جهت حمایت از پیاده روی مردمی «حق بازگشت آوارگان فلسطینی» و حمایت از توسعه آن در دیگر مرزهای سرزمین اشغالی تحت عناوینی از قبیل «بازگشت به قدس» «آزادسازی جولان» «زیارت قدس» به صورت سالانه تا این مرزها.

دولت جمهوری اسلامی موظف است کمک‌های انسان دوستانه را در جهت کمک به ملت انقلابی یمن و شکست حصر این کشور، در قالب ارسال کالاهای اساسی غذایی، دارویی، و مواد سوختی، حداقل هر سه ماه یکبار تا انتهای بحران انسانی یمن مستقیما به آن کشور برساند به گونه ای که اولین محموله نهایتا تا انتهای سال ۱۳۹۹ فرستاده شود.

منابع این امر حداقل به صورت مردمی و همچنین از نهادهای داوطلب خصوصی داخلی و خارجی تامین شده و در موعد مقرر به هر مقدار حاصل شد فرستاده می شود. هر گونه ممانعت از رسیدن این کمک ها به مقصد به منزله مخاصمه با جمهوری اسلامی از طرف دولت مانع خواهد شد.

حق آموزش زبان مادری در اسناد حقوق بشر و حقوق ایران

 به احترام روز جهانی زبان مادری اهمیت زبان مادری – یعنی نخستین زبانی که شخص توسط آن با جهان اطراف خود آشنا می‌شود – بر هیچ‌کسی پوشیده نیست ب...